واکاوی ابعادحقوقی،راهبردی و زیست محیطی یک سرمایه بی بدیل علمی
به گزارش نویدتهران،خلیجفارس و تنگۀ هرمز در نگاه راهبردی جمهوری اسلامی ایران، صرفاً یک خلیج و معبری اقتصادی نیستند، بلکه منظومهای از هویت، قانون و طبیعتاند که سرمایۀ زمینی ما را تشکیل میدهند. بهعلاوه خلیج فارس و گلوگاه حیاتی آن تنگۀ هرمز، در ادبیات سیاسی جهان همواره به عنوان «قلب زمین» یاد شدهاند. اما برای ایران زمین، این پیوند فراتر از تبیین متعارف جغرافیای سیاسی است.
این منطقه را باید در چند لایۀ بنیادین و از جهات مختلف تحلیل کرد.
۱- سرمایۀ سرزمینی و هویت ناگسستنی:
خلیجفارس پیوند دهندۀ اقوام مختلف ایرانی در طول تاریخ بوده است. از منظر حقوقی و تاریخی، نام «فارسی» بر این خلیج، نه یک ترجیح زبانی، بلکه یک سند قطعی سرزمینی است. این پهنه آبی بخشی از نظام دفاعی، اقتصادی و فرهنگی ایران است که هرگونه خدشه به آن، خدشه به تمامیت ارضی ایران تلقی میشود.
۲- تنگۀ هرمز، موازنۀ قدرت و امنیت درونزا:
تنگۀ هرمز به عنوان دومین تنگۀ پرتردد جهان، جایگاهی بیبدیل در امنیت انرژی دارد. ایران با اشراف کامل بر این تنگه، عملاً سکاندار موازنۀ قدرت در منطقه است. این تنگۀ «عزت آفرین» توانسته است جغرافیا را به «قدرت سیاسی» تبدیل کند. امنیت هرمز، گروگان ناوهای بیگانه نیست، بلکه ثمرۀ بازدارندگی هوشمندانهای است که صلح و آرامش را برای همسایگان به ارمغان میآورد و لرزه بر اندام متجاوزان میاندازد.
۳- ثروت ملی از بستر دریا تا افق تجارت:
باید پذیرفت که خلیجفارس بزرگترین دارایی مولد ایران است. بهرهبرداری از میادین مشترک، توسعۀ بنادر در کنارۀ آن و فعالسازی مَعبَر شمال همگی، در گروی صیانت از این سرمایه ملی است.
ما در حال عبوریم از نگاه صرفاً نظامی به نگاه «توسعه محور مقتدرانه» در این منطقه.
۴- وجاهت حقوقی و حاکمیتِ پایدار:
حق حاکمیت ایران بر آبهای سرزمینی و نظارت بر عبور و مرور در تنگۀ هرمز، مبتنی بر «حقوق تاریخی» و قوانین بینالملل دریاهاست.
صیانت از نام خلیجفارس، دفاع از یک واقعیت حقوقی است که مانع جریانهای نوظهور در تحریف تاریخ میشود. ایران با تأکید بر اسناد متقن، هرگونه حضور مخل امنیت را در این آبراه مغایر با نظم حقوقی منطقه میداند و بر این «امنیت درونزا» تأکید میورزد. این سرمایه حقوقی پشتوانۀ سیاسی اقتدار ماست.
۵- زیست بوم خلیج فارس ثروت سبز در میان طلای سیاه:
اگر نفت و گاز را «ثروت زیرزمینی» این منطقه بدانیم، تنوع زیستی آن «ثروت روی زمینی» و سرمایۀ آیندگان است. خلیج فارس به دلیل نیمهبسته بودن، اقلیمی بسیار شکننده دارد. حضور بی رویه ناوهای هستهای بیگانه و تخلیۀ پسماندهای صنعتی و فضولات مختلف، تهدیدی جدّی علیه این سرمایۀ ملّی است.
رویکرد ایران در «توسعۀ دریا محور» بر پایۀ زیست فناوری و حفاظت از ذخایر جغرافیای سیاسی دریایی استوار است. ما معتقدیم امنیت تنگۀ هرمز، پیوند ناگسستنی با امنیت زیستی موجودات گیاهی و جانوری آن دارد.
۶- پیوند جغرافیا و عزّت:
تنگۀ هرمز برای ایران «تنگۀ عزّت» است. چرا که ما توانستهایم میان «بهرهبرداری اقتصادی»، «دفاع نظامی» و «حفاظت زیستمحیطی» تعادلی پایدار برقرار کنیم. این منطقه قلب تپندۀ بخش دریامحور ایران است و هر ضربانی در آن، باید نشانگر اراده ملّی برای حفظ تمامیت سرزمینی و شکوه ایرانی باشد.
۷- اقتدار نظامی، سایهسار امنیت در هرمز:
در ورای تمام بحثهای فنی و حقوقی، آنچه خلیج فارس را به دژ تسخیرناپذیر ایران تبدیل کرده، تجلی شکوهمند «اقتدار نظامی و بازدارندگی فعال» است. امروز تنگۀ هرمز نه یک مَعبَر رها شده، بلکه تحت اشراف کامل چشمهای بیدار و یگانهای پهپادی، موشکی و شناوری است که «سیادت دریایی» ایران را به رخ جهانیان میکشند.
این اقتدار، نه برای جنگافروزی، بلکه برای «تحمیل صلح» به بدخواهان و مدیریت صحیح فرآیند بهرهبرداری است.
این قدرت نظامی، در حقیقت «ضمانتنامۀ معتبر» ایران برای صیانت از سرمایههای ملّی و سرزمینی است. پیامی روشن به قدرتهای فرامنطقهای که بدانند «دوران بزن در رو» در این دریای مقتدر قرنهاست که به پایان رسیده است.
خلیج فارس یک کُلّ تجزیهناپذیر است. دفاع از وجب به وجب خاک جزایر، قطره قطره آبهای سرزمینی و تکتک گونههایزیستی آن، تکلیف ملّی و دینی ماست.
خلیج فارس، تنها یک جغرافیا نیست. یک قرارداد اجتماعی میان نسلهای گذشته، حال و آیندۀ ایران است که مفاد آن با مرکب قانون و خون غیرت نوشته شده است. این پهنۀ نیلگون، سرمایهای است که با خون شهیدان غیور و سرافراز این سرزمین آبیاری شده و با دانش و قانون، همواره بالنده خواهد ماند.
سید مصطفی میرسلیم/ رییس هئیت داوری حزب موتلفه اسلامی