احزاب؛ مدرسه کادرسازی و تربیت مدیران تراز انقلاب
به گزارش نوید تهران،احزاب در نظامهای سیاسی کارآمد، صرفاً تشکلهایی برای رقابتهای انتخاباتی، کسب قدرت یا اعلام مواضع سیاسی نیستند؛ بلکه باید بهمثابه مدرسهای برای پرورش اندیشه، تربیت نیروی انسانی توانمند و کادرسازی در تراز انقلاب و منافع ملی عمل کنند.
یکی از مهمترین کارکردهای احزاب، شناسایی استعدادها، پرورش نیروهای متعهد، آموزش مدیران آینده و آمادهسازی افرادی است که بتوانند در بزنگاههای مدیریتی و در مسئولیتهای کلیدی کشور، با دانش، تجربه، تعهد و قدرت تصمیمگیری، امور را به بهترین شکل پیش ببرند.
در حقیقت، حزب زمانی به بلوغ سیاسی میرسد که پیش از آنکه به دنبال سهمخواهی از قدرت باشد، به فکر تربیت صاحبان صلاحیت برای اداره کشور باشد. چنین حزبی باید از دل فعالیتهای تشکیلاتی، گفتوگوهای کارشناسی، آموزشهای سیاسی و مدیریتی و تجربهاندوزی در میدان عمل، نسلی از مدیران کارآمد را پرورش دهد که هم به آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی پایبند باشند و هم از دانش روز، تخصص، عقلانیت و مهارت حکمرانی برخوردار باشند.
کادرسازی، حلقه مفقوده بسیاری از فعالیتهای حزبی است. متأسفانه گاهی احزاب در آستانه انتخابات فعال میشوند، فهرست ارائه میکنند، از افراد حمایت میکنند و پس از پایان رقابتها، فعالیت تشکیلاتی آنان به حاشیه میرود؛ درحالیکه حزب واقعی، حزبی است که در تمام طول سال زنده، پویا، برنامهمحور و در حال تربیت نیروی انسانی باشد.
حزب باید برای آینده برنامه داشته باشد؛ از جوان مستعدی که امروز در عرصه اجتماعی و فرهنگی فعالیت میکند تا مدیری که فردا قرار است مسئولیت یک وزارتخانه، سازمان، نهاد اقتصادی یا مجموعه راهبردی کشور را بر عهده بگیرد. هیچ مسئولیت مهمی نباید به میدان آزمونوخطای افراد فاقد تجربه و آمادگی تبدیل شود. اینجاست که نقش احزاب در آموزش، تجربهاندوزی و شایستهپروری برجسته میشود.
البته کادرسازی در تراز انقلاب به معنای تربیت نیروهای صرفاً همفکر یا وفادار تشکیلاتی نیست؛ بلکه باید تلفیقی از تعهد، تخصص، پاکدستی، شجاعت در تصمیمگیری، روحیه مسئولیتپذیری، مردممداری و باور به منافع عمومی باشد. نیرویی که در کنار پایبندی به اصول، قدرت تحلیل مسائل پیچیده کشور و توان حل مشکلات مردم را نیز داشته باشد.
از سوی دیگر، احزاب باید از نگاههای محدود جناحی و مناسبات مبتنی بر روابط شخصی فاصله بگیرند و شایستهسالاری را به اصل خدشهناپذیر فعالیت خود تبدیل کنند. در یک حزب بالنده، مسیر رشد افراد باید بر پایه استعداد، دانش، تجربه، عملکرد و صلاحیت حرفهای تعریف شود، نه صرفاً نزدیکی به حلقههای قدرت و مناسبات درونتشکیلاتی.
کشور برای پیشرفت، بیش از آنکه به مدیران اتفاقی نیاز داشته باشد، به مدیران تربیتشده نیاز دارد؛ و این رسالت مهمی است که احزاب باید بر دوش بکشند.
اگر احزاب بتوانند به معنای واقعی کلمه مدرسه سیاستورزی، مدیریت و مسئولیتپذیری باشند، ورود افراد به مجموعههای کلیدی کشور نیز با پشتوانهای از دانش، تجربه و آمادگی صورت خواهد گرفت. در چنین شرایطی، تغییر دولتها و جابهجایی مدیران به معنای آغاز دوباره آزمونوخطا نخواهد بود؛ زیرا نظام سیاسی از ذخیرهای ارزشمند از نیروهای آموزشدیده و آماده خدمت برخوردار است.
در نهایت باید گفت: اعتبار یک حزب را نباید تنها با تعداد اعضا، کرسیهای انتخاباتی یا میزان نفوذ سیاسی آن سنجید؛ بلکه باید دید در طول فعالیت خود چند نیروی شایسته، متخصص، متعهد و کارآمد برای آینده کشور تربیت کرده است.
حزب موفق، حزبی نیست که تنها برای قدرت کادرسازی کند؛ حزب موفق، حزبی است که برای خدمت، برای حل مسائل مردم و برای ساختن آینده کشور نیروی انسانی پرورش دهد.
احزاب اگر مدرسه کادرسازی نباشند، به باشگاه رقابتهای سیاسی تقلیل پیدا میکنند؛ اما اگر رسالت تربیت مدیران شایسته را جدی بگیرند، به یکی از مهمترین پشتوانههای حکمرانی کارآمد و تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی تبدیل خواهند شد.
یادداشت:احمد قلیزاده،مشاور فرهنگی و رسانه
