روابط عمومی حزب اسلامی قانون در یادداشتی نوشت:

چرا رنجبر زاده از حق قانونی خود گذشت؟

به گزارش نویدتهران،روابط عمومی حزب اسلامی قانون در یادداشتی در رابطه با دکتر اکبر رنحبرزاده که یک نسخه آن به تحریریه نوید تهران ارسال شده بود، نوشت:

۱- قریب ۶ ماه قبل در یادداشتی با عنوان «این حزب، دنبال قدرت نیست!»، نوشتیم و منتشر کردیم: بنای حزب اسلامی قانون، بازیابی تحزب قانون‌مدار و اخلاق محور در گام دوم انقلاب است. برای حزب اسلامی قانون، شکست و پیروزی در هر انتخاباتی، به میزان وفاداری تشکیلاتی خود به قانونمداری و اخلاق محوری بستگی دارد و در این مسیر روشن، با ایمانی راسخ و اعتقاد قلبی به پیش خواهد رفت تا فرآتر از هر نتیجه ای الگویی برای تحزب اسلامی به یادگار بگذارد».

۲- هنوز جوهر فرامین ۱۲ گانه رهبر معظم انقلاب خطاب به نمایندگان ملت در مجلس دوازدهم خشک نشده بود که اولین پروژه «جنگهای سیاسی و رسانه ای مضر در قوه مقننه» در قالب القای تشکیک و تقلب در شمارش آرای منتخبان هیات رئیسه کلید خورد. پروژه ای که در نهایت در حالیکه اعضای هیأت رئیسه سوگند یاد کرده بودند در اتفاقی بی سابقه در تاریخ مجلس، بازشماری آرا انجام شد و رأی اکبر رنجبرزاده به عنوان دبیر هیات رئیسه با عباس پاپی زاده برابر شد و در نهایت با انجام قرعه کشی، جای دبیر سوگند یاد کرده هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی با نماینده دیگری عوض شد!.

۳- در بی سابقه ترین اتفاق آیین نامه ای در تاریخ مجلس -در آغاز مجلس دوازدهم- سخت ترین قرعه به نام رنجبر زاده خورد تا نماینده مردم اسدآباد میان حفظ منافع شخصی و تامین مصالح نظام مجبور به انتخابی بسیار دشوار شود. رنجبرزاده با وجود آنکه دستش از مفاد «قانونی» برای صیانت از عضویت و سوگندش در هیات رئیسه، پر بود و می توانست کار خود را با اصرار در مجلس جلو ببرد، ترجیح داد از صندلی خود پایین بیاید ولی اجازه نادیده گرفتن شدن فرامین ابلاغی رهبر معظم انقلاب را درباره مجلس شورای اسلامی ندهد. رنجبر زاده با عبور از حق قانونی خود، به حق بالاتری تمکین کرد که حفظ آرامش و خاتمه جنگهای رسانه ای بی ثمر در مجلس شورای اسلامی از نتایج آن بود تا در عمل نشان دهد که راه تامین منافع ملی در خانه ملت از چه مسیری می گذرد.

۴- کاری که رنجبرزاده در مجلس دوازدهم انجام داد، به خوبی نشان داد که چرا اسدآباد خاستگاه شخصیتهای بزرگی همچون سید جمال است، همان سید جمال اسدآبادی که در نامه خود به امین الضرب در سال ۱۳۰۶ هجری قمری نوشت:««…جناب حاجی! من آنچه گفته ام و می گویم و کرده ام و می کنم، همه محض و صرف از برای خیر امت محمد بوده و خواهد بود و به هیچ وجه انانیت مرا در او مدخلی نبوده است…. نوشته بودید که پس از ورود من به تهران همه چیز آماده و حاضر بود، حاجی جان چه حاضر بود؟ و کدام چیز آماده بود؟من صدر اعظم نمی خواهم بشوم، من وزیر نمی خواهم بشوم، من ارکان دولت نمی خواهم بشوم، من ملک ندارم و نمی خواهم که داشته باشم، من همیشه به یک حالت بوده و خواهم بود. جز نصیحت و اصلاح مقصد دیگری ندارم».

۵- ختم کلام هم بیتی از قول شاعر اسدآبادی باشد که فرمود: تو شهی که داده جانت به اقامه و عدالت/ که به خصم و تیغ زهری، بکنی چنان مدارا…والسلام‌.